مرتضى مطهرى
306
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آن اين است كه شما در اين مفهوم « است » خوب دقت نكردهايد و دو چيز را با يكديگر خلط كردهايد . اگر ما اين حالت روانى را مىگوييم كيف است ، اين يك نوع « است » است ، يك نوع حمل است و اگر مىگوييم اين همان ماهيت شىء خارجى را دارد ( و مثلا كم است يا جوهر است ) اين نوع ديگرى از حمل است . اشكال معروف ، ناشى از خلط ميان دو نوع حمل است كه يكى حمل اولى ذاتى است و ديگرى حمل شايع صناعى . و اساسا اين مسأله دو گونه حمل نه تنها در اينجا به درد مىخورد بلكه در جاهاى ديگر هم به كار مىرود ؛ يعنى اگر ما به اين دو گونه حمل توجه نداشته باشيم در جاهاى ديگر هم دچار اشتباه مىشويم ؛ و لهذا در باب تناقض گفتهايم كه علاوه بر آن هشت وحدت معروف ، وحدت حمل هم شرط است . حال ببينيم اين مسألهء وحدت حمل كه مىگويند چه مسألهاى است . مىگويند در آن واحد يك محمول براى يك موضوع مىتواند ثابت باشد ، يعنى آن محمول بر آن موضوع صدق كند و حمل بشود و در همان آن همان محمول از همين موضوع مىتواند سلب بشود و اين تناقض هم نيست ؛ يعنى اگر به دو گونه حمل باشد ؛ يكى حمل اولى ذاتى باشد و ديگرى حمل شايع صناعى ، تناقض نيست . مثالى هم برايش ذكر مىكنند . مثال اول : كلى و جزئى مثالى كه در اينجا ذكر كردهاند اين است كه شما مفهوم جزئى را در نظر بگيريد ، مفهوم كلى را هم در نظر بگيريد . مىدانيم كه ما مفاهيم ذهنى را تقسيم كرده و مىگوييم مفهوم بر دو قسم است : يا قابل صدق بر كثيرين است و يا قابل صدق بر كثيرين نيست . اگر قابل صدق بر كثيرين باشد اسمش را مىگذاريم « كلى » و اگر قابل صدق بر كثيرين نباشد اسمش را مىگذاريم « جزئى » . و از طرفى مىدانيم كه خود همين مفهوم « كلى » هم يك مفهومى است و مفهوم « جزئى » هم خودش يك مفهومى است - براى اينكه شما مىگوييد مفهوم يا قابل صدق بر كثيرين هست يا قابل صدق بر كثيرين نيست ؛ همين قابل صدق بر كثيرين بودن خودش يك چيزى است ، يك مفهومى است - و بلكه خود مفهوم « مفهوم » هم يك مفهومى دارد . يك وقت ما مىگوييم « هر مفهومى » كه مقصود يعنى مفهوم انسان ، مفهوم حجر ، مفهوم فرس ،